مصاحبه با دکتر بهمن حاجی‌پور، استاد برجسته مدیریت استراتژیک

 

_x000D_

به نقل از سایت www.baniasad.ir

_x000D_

 خبرنگار: رضا بنی اسد  

_x000D_

 

_x000D_

_x000D_

_x000D_

_x000D_

_x000D_

این مصاحبه برای دانشجویان و الگو گرفتن از آن خواندنی است. اما قبل از مصاحبه خاطره‌ای از دوران دانشجویی من:

_x000D_

یادم هست آن روزهای برگشت ناپذیر زندگی دانشجویی ام نماینده بازرگانی ۷۸ بودم مباحث جذاب درس مدیریت بازاریابی ما را مستعد کرده بود که مدیریت استرات‍ژیک را بیاموزیم از بحث  در مورد تحلیل محیط و نیروهای پورتر و مسئولیت اجتماعی سازمان گرفته تا بیانیه‌ ماموریت ‌و…. نیمسال فرد سال تحصیلی مان بود. قبلاً درس مدیریت راهبردی با دانشجویان صنعتی یکی بود. خلاصه درس را انداختیم نیمسال دوم و بدین ترتیب مدیریت راهبردی ما از صنعتی ها جدا شد. اولین جلسه به کلاس مدیریت راهبردی رفتیم یادم است که کلاس را به آقای دکتر دیواندری ارائه کرده بودند و چون همان روز ها مدیر عامل بانک ملت شده بود،  توفیق شاگردی از ما سلب شد. جلسه دوم وارد کلاس شدیم و آقای دکتر دهقان (رئیس سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران) به کلاس تشریف آوردند. مقدماتی در مورد مدیریت راهبردی مطرح شد و حتی موضوعات تحقیقات ما مشخص شد. هفته سوم نیمسال بود و با توجه به علاقه وافری که به مدیریت راهبردی داشتم زودتر از بقیه شاید حدودا ۵ دقیقه قبل از شروع وقت قانونی وارد کلاس شدم. با کمال تعجب دیدم که استاد جدیدی تشریف فرما شده اند. بعد از احوالپرسی  به من فرمودند که دانشگاه شما یک عیب دارد و آن اینکه کارشناسی ارشد پیوسته است و دانشجویان چندان برایشان ملموس نیست که وارد کارشناسی ارشد شده اند. بنده هم کلی تأیید کردم. تا دانشجویان یکی پس از دیگری با کوله باری از کاغذ و قلم تا شاید یادداشتی از فرمایشات استاد بردارند، وارد شدند. لبخند های زیر لب آنها حاکی از این بود که این سومین استاد است که عوض شده و هفته آینده باید منتظر استاد دیگری باشیم. یکی از دانشجویان گفت شما سومین استاد ما هستید امیدوارم که بمانید و بدین ترتیب بود که لبخند دسته جمعی کلاس فضا را کمی تلطیف کرد. خلاصه کلاس مدیریت راهبردی ما رسماً شروع شد و هر روز بر اشتیاق ما افزوده می شد. و دریافتیم که گنجی یافته ایم که برایمان سالها دارای برکات فراوان است.

_x000D_

    خلاصه علم و اخلاق در هم آمیخته شده بود و زمان نیمسال هم داشت سپری می شد. دست به کار شدیم و طبق معمول قلم و کاغذ برداشتیم و ازدانشجویان امضاء جمع کردیم. عصرهای دوشنبه  کلاس نداشتیم، می خواستیم به مدت ۴ ساعت کلاس مدیریت راهبردی را درخواست بدیم. با اشتیاق امضا شد و بدین ترتیب ۲ واحد مدیریت راهبردی به ۶ واحد در نیمسال دوم رسید. بالاخره تدوین استراتژی تمام شد. اما هنوز اجرا و کنترل و مکاتب مدیریت راهبردی مانده بود. هنوز نماینده کد بودم، پیشنهاد دادیم دروس اختیاری کارشناسی ارشد ما  سیستم های خبره و روش شناسی ایجاد سیستم های طلاعاتی را به آقای دکتر حاجی پور ارائه نمایند و بدین ترتیب بود که مکاتب مدیریت راهبردی و اجرا و کنترل را نیز در محضر ایشان تلمذ کردیم. وخلاصه این درس باعث شد که ۵ نفر از ۹ نفر کلاس دکتری قبول شوند. در پاسخ بعضی از سوالات دکتری، مدیریت راهبردی نوشتیم و نمره گرفتیم! رویکرد مبتنی بر منابع و مدل VRIO خیلی در پاسخ سوالات به نگارش در آمد. 

_x000D_

 خوشبختانه دانشگاه و جامعه علمی ما از وجود این استاد عزیز بهره مند است و اکنون ایشان رئیس مرکز نشر دانشگاهی است.

_x000D_

 

_x000D_

مصاحبه‌ای که با ایشان انجام داده‌ایم به شرح زیر است:

_x000D_

 

_x000D_

– معرفی شناسنامه‌ای؟ معرفی تحصیلی؟ معرفی تخصصی و حرفه‌ای و شغلی؟

_x000D_

بنده متولد ۲۷ خرداد سال ۱۳۴۴ در استان خوزستان شهرستان اندیمشک هستم. دیپلم خود را در رشته اتومکانیک، لیسانس را در رشته مدیریت صنعتی از دانشگاه علامه طباطبایی، فوق لیسانس را در رشته مدیریت صنعتی از دانشگاه تربیت مدرس و دکتری را در رشته مدیریت استراتژیک از دانشگاه شهید بهشتی  اخذ نمودم. به لحاظ حرفه‌ای و شغلی نیز از سال ۱۳۷۵ بعنوان عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران و از سال ۱۳۸۳ افتخار همکاری با دانشگاه امام صادق (ع) را  داشته ام. البته در این میان مسئولیتهای اجرائی هم از قبیل مدیر کل آموزش دانشگاه شهید چمران و چند سالی هم بعنوان رئیس یکی از مراکز دانشگاه پیام نور به خدمت مشغول بوده‌ام.

_x000D_

 

_x000D_

 – از چه زمانی انتخاب کردن را به جای انتخاب شدن بکار بردید؟ نتیجه هر کدام چه می‌شود؟

_x000D_

از دو واژه انتخاب کردن و انتخاب شدن می توان برداشت‌های مختلفی به دست آورد. اجازه دهید برای رفع ابهامات احتمالی ابتدا آنها را تعریف کرده و بر آن اساس سوال مطرح شده را پاسخ دهیم. انتخاب کردن را می توان موقعیتی دانست که در آن خردمندانه در خصوص اهداف و نحوه تحقق آنها تصمیم گیری کرده و اقدام نماید وانتخاب شدن وضعیتی است که در آن دیگران اهداف و نحوه تحقق و اقدامات را به فرد می دهند. اینکه فردی  در موقعیت انتخاب کردن قرار گیرد تابع بلوغ و بویژه بلوغ در حوزه جهان بینی است. هر چه فرد  نسبت به هستی، خلق هستی و رابطه و نقش خود در عالم هستی با خبرتر شود بیشتر به مرجع انتخاب کردن می رسد. بعنوان تجربه فردی خودم باید عرض کنم یکی از مهمترین منابعی که می تواند در این زمینه کمک کند کتابهای استاد مطهری بویژه کتاب جهان بینی ایشان است. نتیجه انتخاب کردن اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری است و در نتیجه انتخاب شدن تقویت ایده مأمور و معذور بودن است.

_x000D_

 

_x000D_

_x000D_

 – دیروز،‌ مسیر امروز راچگونه می‌دیدید؟ امروز، دیروزرا چگونه ارزیابی می‌کنید؟ فردا را برای خود چگونه تصویر کرده‌اید؟ آیا واقعاً ۱۰سال بعد خود را تصویر کرده‌اید؟ چرا بله، چرا نه؟

_x000D_

فکر می کنم خلاصه سؤال این است که آیا چشم انداز دارید یا نه؟ اگر دارید افق آن کجاست؟ باید عرض کنم که بنده چشم انداز خود را تصریح کرده و البته بدون قید زمانی بلکه تا پایان عمر و توصیه می کنم همه عزیزان نیز چشم اندازی برای خود ترسیم نمایند. عملکرد دیروز و امروز و آینده همه تابع توانایی و قابلیت است که در اختیار داشته و داریم. حضرت امیر المومنین (ع) در فرمایشات خود توصیه‌ای با این مضمون دارند که مرد زمان خود باش، سعی من این بوده که این توصیه را مبنای حرکت به سمت چشم انداز قرار دهم. البته در ارزیابی های خود در کنار کامیابی‌ها، مواردی هم ناکامی دیده‌ام که ریشه آنرا در غفلت از کسب قابلیت ‌های لازم می دانم.

_x000D_

 

_x000D_

– دوره دانشجویی شما و دوره دانشجویان فعلی، مهمترین تفاوت از حیث دانشجو بودن را ذکر فرمایید؟‌

_x000D_

البته چه در گذشته و چه در  حال هیچگاه،  تعریف واحدی از دانشجو بودن وجود نداشته و همواره دیدگاه‌های مختلف افراد مطرح بوده است. با این حال به نظرم اکنون برای دانشجویان امکانات بسیار بیشتری برای جستجوی دانش نسبت به گذشته فراهم شده است.

_x000D_

 

_x000D_

– شما به عنوان استادی که از بیرون دانشگاه تشریف آورده‌اید (و از دانش‌آموختگان دانشگاه نیستید) مهمترین عیبهای نظام آموزشی (استاد، دانشجو، برنامه درسی، محیط، مدیریت، ساختار، فرهنگ) را در دانشگاه امام صادق(ع) در چه می‌بینید؟

_x000D_

من عیب خاص که بتوانم به طور مطلق آن را عیب بدانم به نظرم نمی رسد، البته مواردی را می توان به عنوان نوعی کاستی قابل رفع به شمار آورد مهم ترین نکته‌ای که می توانم مطرح کنم بی علاقگی دوستان دانشجو به مطالعه و تحقق در حوزه صنعت و سازمان‌های بازرگانی است غالباً دوستان علاقمند به کار و تحقیق در دانشگاه امام صادق (ع) هستند این البته بسیار خوب و پسندیده است ولی باید توجه کنیم که بسیاری از عزیزان بعنوان مدیران آینده باید وارد سازمانهای مذکور شوند. بنابراین شایسته است توجه بیشتری به تحقیق در این موسسات بعمل آید.

_x000D_

 

_x000D_

– دانشجویان شما را موفق می‌دانند، ‌خود شما فکر می‌کنید چه دلیل عمده‌ای (یا دلایل عمده‌ای) وجود دارد؟

_x000D_

دوستان به بنده لطف دارند. واقعیت این است بر اساس زمانی که داریم خود را فرد موفق نمی دانم. حال اگر چنین تصوری در ذهن دانشجویان وجود دارد. دو دلیل اصلی دارد: یکی تمرکز (جلوگیری از پراکنده کاری) و دیگری تلاش برای متمایز شدن از طریق محتوی ذکر.

_x000D_

 

_x000D_

_x000D_

– تخصص شما حوزه راهبرد و مدیریت راهبردی است، آیا این انتخاب خود شما بوده است، دلیل این انتخاب چه بود؟ چه مسیری طی شد تا به این انتخاب برسید؟‌

_x000D_

این رشته را انتخاب کردم چون در زمان ورود به دوره دکتری گزینه‌های دیگری هم داشتم. مهمترین دلایل این انتخاب را یکی مطالعات نظری که از قبل در مورد رشته داشتم و دیگری تجربیات مدیریتی و مشاهده کاستی در این حوزه بوده است.

_x000D_

 

_x000D_

– آیا مدیریت راهبردی بر زندگی شخصی شما هم تاثیرگذار بوده است؟ می توانید مثال بیاورید؟

_x000D_

اینکه آیا مدیریت راهبردی در زندگی شخصی بنده تاثیر گذار بوده یا نه، باید بگویم که پاسخ مثبت است. مهمترین تاثیری که این رشته بویژه در زندگی کاری من داشته است درک این نکته بوده است که باید متمرکز کار کرد. در یافته ام که شرط تمایز، تمرکز است و امیدوارم بتوانم این یافته ها را هر چه بیشتر در میان جنبه‌های زندگی نیز مورد استفاده قرار دهم.

_x000D_

 

_x000D_

– یک استراتژیست خوب نیاز به چند سال مطالعه در حوزه مدیریت راهبردی دارد؟

_x000D_

به نظرم آنچه از طول مطالعه مهمتر است عمق مطالعات است. نه فقط در حوزه مدیریت استراتژیک بلکه در سایر زمینه‌ها نیز اصل، درک عمیق است. هر شخصی که در ابتدا وارد یک رشته می شود با مفاهیمی کلی مواجهه می شود. ماندن در کلیات مطلوب نیست. باید با مطالعه به درک عمیقی از مفاهیم رشته دست یافت. یک فرد پیگیر ممکن است با دست یافتن به منابعی غنی در زمانی کوتاه بتواند به درک خود عمق بدهد.

_x000D_

 

_x000D_

– اهمیت این گرایش در بین گرایش‌های مدیریت چگونه است؟

_x000D_

استنباط من این است که همه گرایش های مدیریت از اهمیت یکسانی برخوردارند. اما نکته ای که گرایش مدیریت استراتژیک را متمایز می کند یک جایگاه منحصر به فرد مدیریتی در سازمان است. جایگاهی که او را بعنوان مسؤول کل سازمان معرفی می کند. مطالعه و بررسی این جایگاه، جذابیت‌های خاصی به این رشته داده است و دیگری مطالعه سازمان. در مواجهه با آن متغیرهای متعددی را پیش روی محقق قرار می دهد. وجود متغیرهای متعدد نوعی پویایی را در روش های مطالعه طلب می کند که می تواند فضایی جذاب برای محققان و دانشجویان محسوب گردد.

_x000D_

 

_x000D_

– دانشگاه‌های ایران را در حوزه آموزش مدیریت استراتژیک چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟

_x000D_

پاسخ به این سوال نیازمند مطالعه و بررسی دقیق‌تری است. بنابراین اجازه دهید فعلاً پاسخی در این بوده ارائه نشود. ولی به طور کلی نوعی گرایش و تمایل به ورود به این رشته مشاهده می گردد به نظر می رسد دانشگاههای بیشتری درصدد پاسخ به این تقاضا باشند.

_x000D_

 

_x000D_

– به نظر شما آیا پروژه‌های مدیریت راهبردی در ایران موفقیت‌آمیز تدوین و اجرا می‌شوند؟‌ بیشتر از چه مکتب یا مکاتبی مورد استفاده قرار می‌گیرند؟

_x000D_

در یک دهه گذشته سازمانهای زیادی متقاضی تدوین برنامه استراتژیک بوده‌اند. در پاسخ به این تقاضا موسسات مشاوره ای متعددی تاسیس و عهده‌‌دار انجام این کار شده اند. هر  چند تعداد معدودی از این موسسات مشاوره واجد شرایط لازم برای تصدی این مهم بوده اند ولی دربسیاری از این موسسات دانش مدیریت استراتژیک مشاوران در حد مطالعه یک کتاب مدیریت استراتژیک است. همان کتاب را مبنا قرار داده و با تکمیل چهار جدول و استخراج یک ماتریس برنامه‌ها را در چندین مجلد تهیه و به مدیران سازمان تقدیم کرده ‌اند. و البته مدیران هم تنها موردی را که در این نوشته نمی یابند چیزی است که بتوان آنرا اجرا کرد. دلیل این آشفتگی نیز نبود یک نظام مدیریتی مانند نظام پزشکی، نظام مهندسی و از این قبیل است که اجازه انجام کار به افراد غیرمتخصص را ندهد. با این حال فعلاً چنین وضعی حاکم است. اینکه از چه مکتبی استفاده می کنند، فکر می کنم مؤسسات بیشتر از آنکه دنبال مکتب شناسی و انتخاب رویکرد مناسب باشند، به دنبال تقلید از کارهای یکدیگرند.

_x000D_

 

_x000D_

– طرفدار کدام مکتب راهبردی، تئوری راهبردی و فلسفه راهبردی می‌باشید؟

_x000D_

همانطور که عرض کردم یکی از ویژگیهای مدیریت استراتژیک، وجود متغیرهای زیادی است که در تدوین، اجرا و کنترل باید مورد توجه قرار گیرند. مکاتبی که سعی می کنند قالب‌ خاص به بررسی استراتژی دهند علیرغم اینکه به مطالعه متغیرها شکل منطقی می دهند در عین حال متغیرهای زیادی را هم ندیده می‌گیرند همانطور که فیشربرک مطرح می کند ما با انواعی از استراتژی‌ها مواجه هستیم: اندیشیده ، تعهدی ، تحقق یافته، خودجوش و تحقق نیافته. مکاتب تجویزی عمدتاً بر استراتژیهای اندیشیده تاکید دارند که البته فقط بخشی از عملکرد سازمان را تبیین می کنند. با این وصف به نظر می رسد متدولوژی مکتب یادگیری به گونه ای که می تواند همه ابعاد ذکر شده را در خود جای داده و مورد بررسی قرار دهد.

_x000D_

 

_x000D_

– آیا آموزش و پژوهش در مورد مدیریت راهبردی اختصاصی دانشجویان مدیریت صنعتی و بازرگانی دانشگاه بوده یا اینکه سایر دانشجویان هم (مدیریت مالی و دولتی) بدان نیاز دارند؟

_x000D_

بر این باور هستم برای همه گرایش‌های مدیریت آشنائی با مدیریت استراتژیک موضوعی لازم و ضروری است.

_x000D_

 

_x000D_

_x000D_

– چه دروس و مهارتهای تکمیلی دیگری می‌تواند نقش موثری در فهم و استفاده بهتر مباحث استراتژیک کمک کند؟

_x000D_

یکی از مهمترین مباحثی که می تواند به درک ما از مدیریت استراتژیک کمک کند رفتار در محیط رقابتی است از جمله می توان به مطالعه رفتار رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی اشاره کرد مطالعه رفتار تیم های ورزشی در کوران رقابت و همچنین رفتار جانوران می تواند ایده‌ای خوب برای مدیران به همراه داشته باشند.

_x000D_

 

_x000D_

– در مورد مدیریت راهبردی در ایران جای چه چیزی خالی است؟

_x000D_

در مورد مدیریت به طور کلی نبود حرفه‌ای گرائی و امکان دخالت افراد بدون صلاحیت  علمی در امر مدیریت. و در مورد مدیریت استراتژیک نبود نشریات تخصصی ویژه برای انتشار تحقیقات انجام نشده در این زمینه.

_x000D_

 

_x000D_

– دوست دارید در کنار مدیریت (بویژه مدیریت راهبردی) چه حوزه‌ای را مطالعه نموده که فرصت آن نیست؟

_x000D_

علاقمند بوده و هستم دوره های فلسفه اسلامی و تفسیر قرآن را به شکل تخصصی بخوانم ولی متاسفانه فرصت نداشته ام.

_x000D_

 

_x000D_

– به نظر شما آیا دانشجویان بهتر است مستقیماً پس از دوره کارشناسی‌ارشد وارد دکتری شوند و یا ابتدا وارد کار شده و سپس به سراغ تحصیل در مقاطع بالاتر روند؟

_x000D_

آنچه برای یک دانشجوی دکتری حائز اهمیت است آشنائی با سازمان و مسائل موضوعاتی که در آن جریان دارد است. اگر شخصی این فرصت را داشته باشد که قبل از ورود به دکتری بویژه یک مسئولیت مدیریتی را  تجربه کند می‌تواند در درک و فهم او از سازمان کمک کند. البته این فرصت را می توان با مطالعه و بررسی نیز جبران کرد. به هر حال آنچه مهم است ورود با بصیرت به دوره دکتری است.

_x000D_

 

_x000D_

– با توجه به ایام آغازین سال تحصیلی چه برنامه‌ای را برای دانشجویان در حوزه‌های مختلف تحصیلی و زندگی پیشنهاد می‌کنید؟‌

_x000D_

در حوزه تحصیل مهمترین توصیه من به دانشجویان عزیز علاوه بر مطالعه جدی همه دروس، برنامه ریزی برای کشف توانمندی‌ها برای ترسیم قلمرو فعالیت حرفه‌ای است. این توصیه بخصوص باید توسط دانشجویان سالهای آخر جدی تلقی شود. در انتخاب هر کاری نیز همانطور که عرض کردم نباید دنبال مُد بود. هر فرد باید با مراجعه به خود و مشورت با اساتید صاحب تجربه  قلمرو مناسبی برای کار و ادامه تحصیل برگزیند.

_x000D_

در بخش زندگی عمومی نیز توصیه بنده به عزیزان دانشجو تقویت جهان‌بینی و خودسازی است. مطالعه و تفکر و ابزار لازم برای توسعه متوازن همه ابعاد زندگی محسوب می شوند. نکته آخر در این زمینه این است که یاد بگیریم سخت گیرترین منتقد به  خودمان باشیم.

_x000D_

 

_x000D_

– به چه تفریحاتی در زندگی علاقه دارید؟‌ آیا ورزش می‌کنید؟

_x000D_

مهمترین تفریحات من عبارتند از:  مطالعه، تماشای مسابقات فوتبال و سریالهای تاریخی، ورزش مورد علاقه من فوتبال است قبلاً بازی   می‌کردم و اکنون گاهی فرصت می‌شود.

_x000D_

 

_x000D_

– عمده‌ترین منابعی که از آن‌ها برای به روز کردن اطلاعات خود استفاده می‌کنید چه هستند؟

_x000D_

مطالعه مقاله و مطالعه کتاب روش های اساسی بنده می‌باشند.

_x000D_

 

_x000D_

– چند استاد بزرگوار در ایران که از زندگی علمی شما تاثیر بسیار داشته‌اند را ذکر کنید؟

_x000D_

بنده  دست  تمامی اساتید  بزرگوارم  را می‌بوسم  از همه آنها به نحوی بهره‌مند شده‌ام. نام بردن از فرد خاصی برایم دشوار است. خود را مدیون همه آن‌ها می‌دانم امیدوارم خداوند به همه آن‌ها طول عمر توأم با عزت و سربلندی بدهد.

_x000D_

 

_x000D_

– دوست شما چه نوع آدمی است؟ چه ویژگیهایی دارد؟

_x000D_

مهمترین ویژگی دوستان من این است که همه آن‌ها از خودم بهترند. همیشه چیزی برای یاد دادن به من دارند و همواره پشتیبانی آنها به من آرامش می‌دهد.

_x000D_

 

_x000D_

 – به نظر شما پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دکتری به صورت کلی چقدر ما را به مرجعیت علمی و حکمت نظری در دانش مدیریت راهبردی نزدیک نموده‌اند؟‌ پایان‌نامه‌‌هایی را که در دانشگاه کار کردید چطور؟ آیا تفاوتی داشت؟

_x000D_

به نظر بنده پایان‌نامه‌های زیادی انجام شده که در مرزهای دانش هستند. اما یک اشکالی که در این میان وجود دارد پراکنده‌ کاری است. این پراکندگی هم شاید ‌بتوان ناشی از دو دلیل عنوان کرد؛ یکی اینکه دانشگاه‌ها و اساتید مدیریت در ایران را نمی‌توان به طور صریح و بر اساس مبانی نظری در یکی از مکاتب مدیریت قرار داد. نبود چنین مرزبندی نوعی ابهام و سردرگمی را موجب می شود. از طرف دیگر یک نقشه تحقیقاتی نیز وجود ندارد که بر آن اساس استاد، دانشجویان خود را برای راهنمایی انتخاب کند به گمانم این وضعیت در دانشکده معارف اسلامی مدیریت امام صادق (ع) نیز صادق باشد.

_x000D_

 

_x000D_

_x000D_

– در چه بخشی از زندگی‌تان یاری خداوند را ملموس‌تر احساس کردید؟

_x000D_

قطعاً حیات آدمی بدون یاری حضرت حق تعالی برای لحظه‌ای نیز متصور نیست. با این درک یاری خدای متعال در لحظات خطر ساده‌تر است؛ به نظرم در دوران جنگ تحمیلی و در مواجهه با وضعیت های خاص ناشی از آن دوران یاری خداوند را ملموس تر احساس می کردیم.

_x000D_

 

_x000D_

– جناب آقای دکتر آیا عصبانی هم می‌شوید؟

_x000D_

بله، در مواردی که علیرغم تذکرات و توضیحات قبلی با تکرار ندانم‌کاری و  بی‌مبالاتی مواجهه شوم عصبانی می شوم.

_x000D_

 

_x000D_

– بزرگترین حسرت زندگی شما چیست؟

_x000D_

از دست رفتن فرصت‌های بی شماری که خدای متعال در برابرمان گذاشته و نتوانستیم از آنها بهره ببریم. وقتی به آنها فکر می‌کنم نمی توانم موردی را به عنوان مورد خاص مطرح کنم.

_x000D_

 

_x000D_

– برای دانشجویانی که فکر می‌کنند در حال حاضر سال‌های زیادی را از دست داده‌اند و دیگر فرصت جبران برای آن‌ها وجود ندارد، چه پیشنهادی دارید؟  از کجا باید آغاز کرد؟

_x000D_

مسیر حرکت همیشه خطی نیست، یک راه برای جبران عقب ماندگی، کشف میانبُرهاست. بنابراین دلیلی برای توقف وجود ندارد.

_x000D_

 

_x000D_

– به نظر شما چه عواملی در موفقیت تحصیلی یک دانشجو می‌تواند موثر واقع شود؟

_x000D_

عوامل زیادی را شاید بتوان ذکر کرد، ولی اصل کلام در این نکته است که هیچ درسی را غیرمهم  تلقی نکنیم و به کمتر از بهترین در آن درس قانع نباشیم.

_x000D_

 

_x000D_

– توجه به تفریح و مهارت‌های مکمل (روابط دوستی، مطالعات جانبی، ارتباطات) در موفقیت تحصیلی و میزان تاثیر آنها؟

_x000D_

سرلوحه کار یک دانشجو در زندگی خود باید توسعه متوازن باشد. توسعه متوازن دارای سه بخش روحانی، جسمانی و حرفه ای است. اگر دانشجویی در این دوران به توسعه جسمانی خود بی توجه باشد، قطعاً در ادامه کار در سنین میان‌سالی تاثیر منفی آن‌ را خواهد دید. بنابرین از الزامات دوران دانشجویی علاوه بر مطالعه درس، توجه به مطالعات جانبی، توسعه شبکه‌های دوستی و ورزش می‌باشد.

_x000D_

 

_x000D_

– به نظر شما دانشجویان علاوه بر مدیریت چه علومی را باید فراگیرند تا موفق شوند؟‌

_x000D_

آشنایی با کامپیوتر و یادگیری و زبان‌های خارجی کمک موثری به دانشجویان مدیریت به طور مستقیم می نمایند. ضمن آنکه مطالعات فلسفی، جامعه‌شناسی و ریاضی نیز برای دست اندرکاران مدیریت ضروری هستند.

_x000D_

 

_x000D_

– برنامه‌ریزی تحصیلی اثربخش دارای چه ویژگی‌های کلیدی است؟‌

_x000D_

هدف‌گذاری، سنجش مستمر، ارزیابی و پاداش (تنبیه) زمان‌بندی و منابع مناسب و مرتبط عناصر برنامه‌‌ریزی تحصیل محسوب می شوند.

_x000D_

 

_x000D_

– موضوعات جهت تحقیق و پژوهش (اعم از کاربردی و نظری) ؟

_x000D_

در بعد کاربردی باید موضوعاتی را بررسی کنیم که بعنوان یک مشکل سازمانی متبلور است .

_x000D_

مثلاً چرا در برخی از صنایع هیچ شرکت ایرانی صادرات ندارد؟

_x000D_

چرا سازمان‌های ایرانی رابطه مناسبی با دانشگا‌ه‌ها ندارند؟

_x000D_

چرا در افغانستان و عراق شرکت‌های ترکیه سهم بازار بیشتری دارند؟

_x000D_

واکنش سازمانها به نام‌گذاری سال‌ها توسط مقام معظم رهبری چه بوده است؟

_x000D_

آیا برنامه‌های استراتژیک تدوین شده در اجرا موفق هستند؟

_x000

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *