جمعه 24 آذر 1396 - 27 ربيع الاول 1439 - 2017 دسامبر 15
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 82528
تاریخ انتشار : 8 تیر 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 895

هدیه خداوند به بشریت

در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى انديشيد. صحرا، تن آفتابسوخته خود را، انگار در خنكاى بيرنگ غروب، مى شست.

محمد نمى دانست چرا به فكر كودكى خويش افتاده است. پدر را هرگز نديده بود، اما از مادر چيزهايى به ياد داشت كه از شش سالگى فراتر نمى رفت . بيشتر حليمه، دايه خود را به ياد مى آورد و نيز جد خود عبدالمطلب را.  اما، مهربان ترين دايه خويش، صحرا را، پيش از هر كس در خاطر داشت: روزهاى تنهايى؛ روزهاى چوپانى، با دستهايى كه هنوز بوى كودكى مى داد؛ روزهايى كه انديشه هاى طولانى در آفرينش آسمان و صحراى گسترده و كوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغيلان و انديشيدن در آفريننده آنها يگانه دستاورد تنهايى او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مى گرفت. از مادر، شبحى به ياد مى آورد كه سخت محتشم بود و بسيار زيبا، در لباسى كه وقار او را همان قدر آشكار مى كرد كه تن او را مى پوشيد. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى ديد.  بعدها دانست كه مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى كه او خود مادر را.

از شيرين ترين دوران كودكى آنچه به ياد او مى آمد آن نخستين سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات ديدنى و در ياد ماندنى با قديس نجران. به خاطر مى آورد كه احترامى كه آن پيرمرد بدو مى گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدرى به او مى گذاردند.

محمد به مرز چهل سالگى رسيده بود. تبلور آن رنجمايه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسيارى را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مى گذرانيد.

آن شب ، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق در انديشه بود كه ناگاه صدايى گيرا و گرم در غار پيچيد:

بخوان!

محمد، در هراسى و هم آلود به اطراف نگريست.

صدا دوباره گفت:

بخوان!

اين بار محمد با بيم و ترديد گفت:

من خواندن نمى دانم.

صدا پاسخ داد:

بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمى را از لخته خونى آفريد. بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بياموخت ...

 

مدح و ثنا کنم همی به ذات پاک احمدی

ختم پیامبران احق، وصف رسول سرمدی

مظهر آیت خدا امین وحی ایزدی

صلی علی محمد به عزت محمدی (ص)

شمس و قمر کند همی سجده به روی ماه او

خشم شده قامت فلک در بر پیشگاه او

صلی علی محمد به عزت محمدی (ص)

وصف صفات او کند خدای قادر جلیل

ستوده مدح او خدا به صد هزارها دلیل

بود طنین خوان او مسیح و آدم و خلیل

تربیت محمدی فزون بود ز جبرئیل

صلی علی محمد به عزت محمدی (ص)

کی می تواند این حقیر وصف ترا کند بیان

یا که کنم ثنای تو من ز بیان و هم زبان

تو را خدای دادگر نموده سرور جهان

اخوتا تو مدح کن به خاتم پیامبران

صلی علی محمد به عزت محمدی (ص)

«مبعث پیامبر عظیم الشان اسلام محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم بر همگان مبارک باد»


جستجو در فروشگاه :
نظرسنجـــی
از اطلاعات کدام بخش سایت بیشتر استفاده می‌کنید؟
از اطلاعات کدام بخش سایت بیشتر استفاده می‌کنید؟



مراکز فروش
تهران ، خیابان دکتر بهشتی ، خیابان خالد اسلامبولی(وزرا) ،نبش کوجه دهم، شماره 50
021-88725954
تهران ، خیابان انقلاب، چهارراه وصال شیرازی،روبروی سینما سپیده، پاساژ خبیری
021-66404011
 
e@ecommerce@iup.ir