جمعه 2 اسفند 1398 - 27 جمادي الثاني 1441 - 2020 فوريه 21
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 263974
تاریخ انتشار : 19 آذر 1398 12:21
تعداد بازدید : 519

به مناسبت تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی/ رضا منصوری: همه با تأسیس مرکز نشر موافق بودند

روز 19 آذر، سالروز تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، برای جامعة دانشگاهی ایران معنا و مفهوم خاصی دارد. تعطیلی دانشگاه ها به دلیل حوادث سیاسی و بهره برداری های جناحی منجر به شکل گیری شورا و بازنگری در کار دانشگاه ها شد و برای ادامة فعالیت یا آغاز به کار این مجموعه علمی در کشور لازم بود منابعی جدید، علمی، بهتر از نظام پیشین و منطبق با اصول انقلاب اسلامی تدوین و تهیه شود. ازاین رو، مرکز نشر دانشگاهی به عنوان یک نهاد دولتی سنت «علمی نویسی» را پایه گذاری و درسنامه و کتاب علمی برای رشته های مختلف دانشگاهی از علوم پایه تا پزشکی و فنی و علوم انسانی تهیه و منتشر کرد. روایت دکتر رضا منصوری، معاون وزیر علوم در دوران اصلاحات، به دلیل حضور در هستة نخستین تشکیل مرکز نشر دانشگاهی دربارة خدمات این مرکز علمی و دانشگاهی می تواند ترسیم راه آیندة مرکز را هموار سازد.



            
                                          +نخستین بار ایدة تأسیس مرکز نشر دانشگاهی را کجا و چگونه شنیدید؟
فروردین 1359 بود. من و [نصرالله] پورجوادی به منزل دکتر عباس انواری، رئیس دانشگاه شریف، رفتیم. نقطة صفر مرکز نشر دانشگاهی همان روز بود. دکتر [عباس] انواری و [غلامعلی] حداد عادل در بخشی از دانشگاه شریف بودند که زیر نظر دکتر [حسین] نصر قرار داشت و امروز آموزش عمومی دانشگاه شده است. همدیگر را می شناختند. آقای حیدری خواجه پور رئیس انتشارات دانشگاه شریف بود و با پورجوادی دوست نزدیک بودند. از میان ما پورجوادی اطلاعات انتشاراتی خوبی داشت؛ نوع کاغذ و چاپخانه و ... را می دانست. همان جا دربارة «ایران» حرف می زدیم و پورجوادی مطرح کرد ایران به «مرکز نشر دانشگاهی» نیاز دارد. جایی که کتاب های خوب دانشگاهی تهیه و منتشر کند.
+این ایده سابقه ای هم داشت؟
دانشگاه شریف این کار را شروع کرده بود و درک لزوم این کار شروع شده بود. کتاب های دانشگاهی ما پیش از انقلاب خیلی بد و پر از غلط علمی بودند و موجب درد سر دانشجویان. نمونه ها کم نبودند. دانشگاه شریف چاپ کتاب هایی را آغاز کرد که هم به لحاظ محتوا خوب باشند و هم تلاش داشت مفهوم «ویرایش» را از سنت ویراستاران دانشگاه آزاد پیش از انقلاب با کمک افرادی مانند معصومی همدانی بگیرد و هم چنین کتاب ها از نظر کاغذ و چاپ مناسب باشند.
+یعنی پیش از انقلاب مرکزی برای سنجش کتاب های درسی دانشگاه ها وجود نداشت؟
خیر. چنین سازمانی وجود نداشت. همایون صنعتی زاده در خاطراتش از افراد مؤثر در نشر نام برده است و در عین حال دایره المعارف مصاحب نیز در امر ویرایش تأثیرگذار بود. در بنگاه ترجمه و نشر و انتشارات فرانکلین هم افرادی مشغول بودند، اما مجموع این افراد شاید به 20 نفر نمی رسید. مقدمات امر ویرایش تازه آغاز شده بود.
+پس مرکز نشر دانشگاهی بدون سابقة پیشینی در 1359 تأسیس گردید؟
بله. پیش از انقلاب کتب علمی به شدت وضع بدی داشتند و این مسئله را آقای پورجوادی و آقای حیدری خواجه پور خوب می فهمیدند و ویراستاران در دانشگاه آزاد و سایر موسسات مانند مرحوم [ابوالحسن] نجفی، اسماعیل سعادت و احمد سمیعی گیلانی از این وضع مطلع بودند. دقیقاً کلمه را هم آقای پورجوادی گفت و یادم هست گفتند باید چیزی مثل «مرکز نشر دانشگاهی» تأسیس کنیم. دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز انتشارات داشتند.
+پایان همان سال یعنی 23 اسفند ماه اساسنامة مرکز نشر در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد؟
اواخر اردیبهشت انقلاب فرهنگی شد. 40 نفر از استادان دانشگاه از جمله ]عبدالکریم[ سروش، ]عبدالله[ جاسبی، دکتر شریعتمداری، و بسیاری دیگر به مجلس سنای سابق به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رفتیم. اتاق کوچکی بود و آنجا هوش آقای هاشمی خیلی به چشم من آمد. ظاهرا همان جا تصمیم به انقلاب فرهنگی گرفته شد که شب اعلام شد و دانشگاه ها تعطیل شد. وقتی انقلاب فرهنگی اعلام شد با جمعی به قم رفتیم؛ مرحوم شریعتمداری و آقای جاسبی مشخصا یادم هست همراه بودند؛ به فیضیه رفتیم. موضوع اتحاد حوزه و دانشگاه بود. همان جا آقای جاسبی می گفت می خواهیم دانشگاهی مانند حوزه تأسیس کنیم که مدرک ندهد. ستاد انقلاب فرهنگی بعد از آن سفر ایجاد شد. وقتی دانشگاه تعطیل شد به استادان گفته شد ترجمه کنند و کمیته های تألیف و ترجمة جهاد دانشگاهی راه اندازی شد. این کمیته ها به مرکز نشر دانشگاهی تبدیل شد و مسئول ارتباط با استادان بود که چه کسی چه کتابی را ترجمه می کند. من مسئول کمیتة فیزیک و علوم پایة جهاد دانشگاهی بودم. وزیر علوم وقت در جهاد دانشگاهی به سخنرانی آمد و گفت بگذارید ترجمه کنند همین بالا زیر شیروانی بگذارید به درد دیگری نمی خورد! همان زمان مکاتبات با دانشگاه ها آغاز شد و پس از مدت کوتاهی دفتر کمیته های تألیف و ترجمه در طبقة اول وزارت علوم در خیابان ویلا مستقر شد. واژه گزینی هم همان جا آغاز شد و با گروه واژگان فیزیک شروع شد.
+آیا ایجاد یک مرکز متمرکز تألیف و ترجمه برای تهیة کتاب های دانشگاهی امری علمی است؟
امری علمی؟ عمدة کار مرکز نشر دانشگاهی ترجمه بود و تألیف تنها یکی دو درصد بود. کار تألیف در رشته های خاص مثل باستان شناسی ایران بود. تألیفی که قبلا انجام می شد به قول مرحوم دانا سرشت «تعلیف» بود نه تالیف! این مسئله را پورجوادی خوب درک می کرد و من هم می دانستم و معصومی همدانی هم که بعد به ما پیوست به آن آگاه بود.
+در شورای عالی انقلاب فرهنگی کسی با تأسیس مرکز نشر دانشگاهی مخالف بود؟
در جلسة شورا پورجوادی عضو بود و خودش هم به جلسه رفت و گمان نمی کنم کسی مخالف بوده باشد. همه موافق بودند. هیچ مخالفتی نشنیدم.
+با گذر زمان مرکز نشر برخی کارها را به دیگر انتشارات سپرد ...
مرکز کاری را به کسی نسپرد. نمی دانم این حرف ها از کجا آمده است. بعدها سَمت تأسیس شد با این بهانه که علوم انسانی اسلامی به سرعت کتاب لازم دارد. مرکز نشر مقاومت می کرد و اصل بر ویرایش درست بود که در سَمت جدی گرفته نمی شد. حتی در زمینة پزشکی هم ویراستاران خوبی داشتیم و مرکز نشر کاری را به جایی نسپرد بلکه مراکز دیگر بر اساس سنت مرکز نشر شروع به کار کردند و انتشارات ایران فعال شدند و در کل به نسبت پیش از انقلاب خیلی رشد کردند. اگر این سنت پا می گرفت متن خوب و علمی هم از آن تولید می شد. ما باید اول نوشتن علمی را یاد بگیریم که کمتر کشور جهان سومی توانسته این کار را بکند. ما پیش از انقلاب سنت علمی نویسی نداشتیم. نثر علمی ما ضعیف و نامفهوم بود.
+یعنی مرکز نشر امروز هم باید برای ارائة کار خوب به ترجمه اهمیت بدهد؟
اگر مرکز نشر می خواهد خدمتی به زبان علمی فارسی چه کاغذ و قلم و چه در فضای مجازی بکند باید به ترجمه و واژه گزینی اهمیت بدهد. باید به زبان روان علمی توجه داشت. دولت لازم نیست کتاب چاپ کند و باید بگوید زبان خوب یعنی چه و این الان در ایران درک نمی شود؛ مرکز نشر می تواند این نقش را دوباره به عهده بگیرد.کتاب درسی امروز با فضای مجازی در هم تنیده شده و در 20 سال اخیر رشد کرده است و ما از این فضا عقبیم و نمی دانیم محتوای علمی خوب به چه معناست.
+در مرکز نشر چند درصد آثار دوران انقلاب فرهنگی استادان چاپ شد؟
به تخمین می توان گفت در دهة 60 روی هزار اثر شروع به کار کردیم. حدود 20 هزار هیئت علمی داشتیم و حدود پنج درصد آثار آنها چاپ شد. بسیاری از کارها ناقص بود و در کمیته ها پالایش می شد. دانشگاه ها تعطیل بود و قرار هم نبود اگر کسی کاری ارائه نکرد حقوق نگیرد. اصلا نمی خواستند حقوق کسی را قطع کنند و دولت می خواست وانمود کند استادان کار می کنند.

------------------------

[1] همایون صنعتی زاده (1304- 1388) بنیان گذار چند مؤسسة فرهنگی و اقتصادی در ایران است. مؤسسة انتشارات فرانکلین، شرکت سهامی افست، چاپخانه ۲۵ شهریور، سازمان کتاب های جیبی، کاغذسازی پارس، کشت مروارید کیش و گلاب زهرا از شرکت ها و موؤسساتی است که او در برپایی آنها نقش مؤثر داشته است.

[2] از فرانکلین تا لاله زار، زندگی نامة همایون صنعتی زاده، نوشتة سیروس علی نژاد، انتشارات ققنوس، 1395.

[3] دائره المعارف فارسی معروف به دائره المعارف مصاحب دانش نامه ای سه جلدی است که به ابتکار مؤسسة انتشارات فرانکلین به سرپرستی غلامحسین مصاحب و با مشارکت گروهی از نویسندگان و ویراستاران در ایران به زبان فارسی تدوین شد. نخستین جلد آن در سال 1345 و جلد دوم به سرپرستی رضا اقصی در سال 1356 منشر شد.

[4] بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال ۱۳۳۳ به فرمان محمدرضا شاه پهلوی و با ابتکار احسان یارشاطر بنیان شد. این بنگاه در سال ۱۳۵۹ سازمانی وابسته به بنیاد علوی و بنیاد مستضعفان شد. در پایان سال ۱۳۶۰ با تغییراتی به مرکز انتشارات علمی و فرهنگی تغییر یافت.

[5] انتشارات فرانکلین برای اولین بار ویرایش و تولید فنی کتاب (صفحه آرایی، نمایه سازی، طراحی جلد و غیره) به شکل نوین را انجام داد و «کتاب های غیردرسی» را انجام می داد اما در سال های بعد، این مؤسسه به چاپ کتاب های درسی کشور هم پرداخت. فرانکلین از محل عواید چاپ این کتاب ها، چاپخانه ای مجهز به نام «شرکت افست» تأسیس کرد و بخشی از سهام آن را بین ناشران توزیع کرد. این مؤسسه در بحبوحه انقلاب اسلامی منحل شد.

[6] روز دوم اردیبهشت 1359 ابوالحسن بنی صدر در دانشگاه تهران تصمیم شورای انقلاب به انقلاب فرهنگی را اعلام کرد.

[7] به مناسبت شهادت آیت الله محمد مفتح در روز 27 آذر1358 پیش تر عبارت «وحدت حوزه و دانشگاه» در پیامی از امام خمینی(ره) استفاده شده بود.

[8]  امام خمینی (ره) در تاریخ 23 خرداد 59 در حکمی اعضای ستاد انقلاب فرهنگی و وظیفه آنان را تعیین کردند.

[9] حسن عارفی در سال 1360 وزیر علوم کابینة محمدعلی رجایی، نخستین رئیس دانشکدة پزشکی دانشگاه تهران و سپس دومین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب بود.



جستجو در فروشگاه :