به گزارش روابط عمومی مرکز نشر دانشگاهی، دکتر احمد شاکری، معاون پژوهش و فناوری مرکز نشر دانشگاهی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در سخنرانی خود در دوازدهمین همایش شمس و مولانا که با مشارکت مرکز نشر دانشگاهی در خوی برگزار شد به بررسی ظرفیتهای اندیشه شمس تبریزی و مولانا برای تبیین مفهوم صلح و تحلیل فضاهای انسانی از منظر مطالعات فرهنگی و رویکرد ژئوکریتیک پرداخت.
دکتر شاکری در این سخنرانی با تأکید بر پیوند میان ادبیات، مکان و تجربه انسانی، اظهار کرد که ادبیات صرفاً بازنماییکننده فضاهای جغرافیایی نیست، بلکه خود در تولید و بازآفرینی فضاهای فرهنگی نیز نقش دارد. از این منظر، آثار ادبی میتوانند در شکلگیری حافظه جمعی، بازتعریف هویت مکانها و ایجاد پیوندهای فرهنگی میان جوامع مشارکت کنند.
وی با اشاره به جایگاه شمس تبریزی و مولانا در حافظه فرهنگی جهان، توضیح داد که آثار مولانا در ماندگاری قونیه بهعنوان مکانی فرهنگی و معنوی نقش داشتهاند و متنهای مرتبط با شمس نیز شبکهای از مکانها، سفرها و مواجهههای انسانی را در ذهن مخاطبان شکل دادهاند. او در ادامه، «کلیات شمس» را فراتر از مجموعهای ادبی دانست و آن را نوعی نقشه فرهنگی ـ عاطفی از فضا توصیف کرد؛ نقشهای که در آن مفاهیمی همچون راه، شهر، خانه، دوری و نزدیکی، آمدن و رفتن، وصل و فراق، ابعاد مکانی و عاطفی تجربه انسانی را بازتاب میدهند. وی بر این اساس، ظرفیت ادبیات عرفانی را برای بازاندیشی در رابطه انسان با مکان و دیگری مورد تأکید قرار داد.
بخش محوری سخنرانی دکتر شاکری به تبیین تفاوت میان «جغرافیای جنگ» و «جغرافیای صلح» اختصاص داشت. وی با بهرهگیری از مفاهیم ژئوکریتیک توضیح داد که فضای جنگ صرفاً به میدانهای نبرد محدود نمیشود، بلکه در شرایطی شکل میگیرد که مرزها سخت و نفوذناپذیر میشوند، نگاه تککانونی بر روابط انسانی غلبه میکند، دیگری به حاشیه رانده میشود و امکان گفتوگو و ارتباط کاهش مییابد.
در مقابل، به اعتقاد وی، فضای صلح زمانی شکل میگیرد که مرزها قابلیت عبور و تعامل پیدا کنند، دیدگاههای متکثر امکان حضور داشته باشند و دیگری بهجای طردشدن، دیده و شنیده شود. بر این اساس، تفاوت جغرافیای جنگ و جغرافیای صلح را میتوان در تقابل میان انسداد و گشودگی، جدایی و ارتباط، تکنگری و چندنگری و دیگریسازی و دیگریشناسی بررسی کرد.
دکتر شاکری با تکیه بر اندیشههای شمس و مولانا، توضیح داد که پیام مولانا انکار واقعیت جنگ نیست، بلکه دعوت به مقاومت در برابر گسترش منطق جنگ به تمامی عرصههای زندگی است. در این خوانش، انسان میتواند در برابر منطق تقابل و طرد، امکان دیگری از ارتباط و همزیستی را ایجاد کند و اجازه ندهد که مرزهای جنگ، افق جهان انسانی را محدود سازند.
این پژوهشگر همچنین تأکید کرد که تولید فضاهای صلح نباید تنها به عرصه سیاست محدود شود. از این منظر، صلح نه صرفاً وضعیتی آرمانی، بلکه فرایندی فرهنگی و اجتماعی است که از طریق گفتوگو، پذیرش تفاوتها و بازتعریف مناسبات انسان با دیگری تحقق مییابد.
دکتر شاکری در جمعبندی سخنان خود، با بازخوانی اندیشه شمس و مولانا، بر ضرورت بهرهگیری از فضاهای گشوده و ارتباطمحور تأکید کرد و پرسش اساسی را چگونگی تولید فضاهایی دانست که در آنها صلح امکان تحقق و تداوم پیدا کند. فضاهای فرهنگی نیز یکی از این فضاهای صلح به شمار میرود.
